و اين چنين، صادرات مدرنيسم به هند شروع شد!

و اين چنين، صادرات مدرنيسم به هند شروع شد

و اين چنين، صادرات مدرنيسم به هند شروع شد!

نوشته شده در نویسنده 131

بحثي در باب معماري هند
و اين چنين، صادرات مدرنيسم به هند شروع شد
!
راسیسکایا آرختیکتورا
مترجم:
 بهروز مرباغی


كوپيل گوپتا در بمبئي زندگي مي‌كند و براي تمام دنيا مي‌سازد. در معروف‌ترين محل شهرش با او ديداركرديم- رستوران «وترو» هتل پنج ستاره «ابروا»- و در مورد معماري معاصر هند ازش پرسيديم. بقيه‌اش مستقيم از زبان خودش. . . .

اندرباب باززايي معماري معاصر:
مدت زماني طولاني، كشور ما يك كولوني انگليسي بود. ولي پس از استقلال، اولين نخست وزير هند، جواهرلعل نهرو، اعلام كرد كه تغييرات داخلي ساختار حكومت بايد در معماري بازتاب داشته‌باشد، و لوكوربوزيه را براي ساخت شانديگار دعوت نمود. قطعاً اين يك نمونه نو و تازه بود، مدرن و غيرمألوف با هند و سنت‌هاي صدها ساله‌اش. بدين‌گونه بود كه صادرات «جنبش مدرن» به كشور ما شروع شد. پس از آن، لويي كان، مدرنيست كبير ديگر، در احمدآباد پروژه اجرا كرد. هر دو معمار بر فرهنگ ما تأثير گذاشتند. نه فقط از طريق نمونه كارهايي كه اجرا كردند، بلكه همچنين از طريق خيل دانش‌آموخته‌هايي كه تربيت نمودند. در ۵۰-۶۰ سال اخير، در هندوستان انقلاب واقعي معماري رخ داده‌است. آنچه كه امروز اتفاق مي‌افتد، واقعاً بي‌همتا است. شهرها مقابل چشمانتان رشد مي‌كنند و بالا مي‌آيند- از همه شتابان‌تر، دهلي نو، بمبئي و بنگلور.

اندرباب استعدادهاي شگرف
شاخص‌ترين امر در وضعيت موجود معماري امروز ما استعداد عظيم آن براي كشف فرم‌هاي تازه است. امروزه در ميان ما نه تنها اقتصاد بلكه ساختار اجتماعي زندگي در حال تغيير است. نهاد خانواده‌هاي بزرگ، و خانه‌هايي كه درآن تمام نزديكان اول خانواده مي‌زيستند در حال فروپاشي است. امروزه هنديان به دنبال داشتن آپارتمان‌هاي شخصي خود هستند. اين يك روند محرك استثنايي است- معماران بايد به اين نياز پاسخ خلاقانه و نوآورانه داشته‌باشند.
ما يك مزيت ويژه هم داريم: آزادي كامل بيان خويش. شما هرگز نمي‌توانيد چيز فوق‌العاده‌اي –فرض بگيريم- در پاريس يا لندن بسازيد- پس زمينه منظر شهري و فرهنگي چنين اجازه‌اي نمي‌دهد. در هند چنين دركي، به عنوان محدوديت فرهنگي، نيست. اگر از مناطق خيلي خاص محلي تاريخي صرف‌نظر كنيم، ما مي‌توانيم هرچه را كه مي‌خواهيم و به خلاقيت و فانتزي‌هاي ما پر و بال مي‌دهد بسازيم. تمام ساخت‌وسازها با پول شخصي ساخته مي‌شود و تحت نظامات حكومتي نيستند. پس بزرگ‌ترين وظيفه معمار رسيدن به تفاهم و درك متقابل با كارفرما است.

اندرباب الگوي ابداعي
امروزه، اكثر شهرهاي ما چهره واقعاً عجيبي دارند- فقر حلبي‌آبادهاي نيمه‌ويران، بقاياي گاه خيلي با كيفيت معماري استعمار، و آسمان‌خراش‌هاي بي‌معني پست‌مدرن كاذب (كه من كيك چندطبقه عروسي مي‌ناممشان). در چنين شرايطي، معمار بايد يك استراتژيست فوق‌العاده باشد. او موظف است تمام نيازهاي كارفرما را پيش‌بيني و مورد دقت قرار دهد، اما بايد نشان دهد كه اين مسايل را چگونه مي‌توان به كمك طرحي ابداعي حل كرد و نه با روش‌هايي كه در سال‌هاي اخير عادت شده؛ و امروز، مشتري‌ها حاضرند حرف‌هاي ما را گوش كنند.
جريان غالب به‌صورت زير اتفاق مي‌افتد: وقتي رونق و شكوفايي ساخت‌وساز است، نوگرايي معماري امري غيرضروری تلقي مي‌شود و همه مي‌دوندكه ساختمان زود بالا بيايد. سپس، اوضاع آرام و تثبيت مي‌شود و بسازوبفرش‌ها شروع مي‌كنند به مقايسه بين خود و ديگران –در اينجا ديگر دنبال فقط «بزرگترين و زيباترين» نيستند، بلكه مدرن‌ترين و باكيفيت‌ترين‌ها را مي‌جويند و برايشان طرح‌هاي يگانه و مؤلف جالب‌تر است. در حال حاضر، در هندوستان، براي معماري نوآور تقاضاي بسياري وجود دارد و، به اعتقاد من، در فاصله حدود پنج سال اكثريت شهرهاي ما چهره عوض خواهند نمود.

و سنت؟
مسحوركننده‌ترين و در عين‌حال مهم‌ترين و سخت‌ترين امر در معماري معاصر هندوستان، به نظر من، تلاش براي وحدت الگوي ابداعي با ميراث‌هاي يگانه بومي در هريك از پروژه‌هاي معماري است. در مجموع، موضوع سنت هنري هندوستان روشن و شفاف است، از يك‌سو عالي و زيباست و از سوي ديگر مشكلات مشخصي را در كار ما ايجاد مي‌كند كه در قرن بيست‌ويك، مي‌كوشيم وجهي از بيان خويش و هويت شخصي معماري‌مان را ارائه نماييم. سخت است طرح كاملاً شاخص ملي ارائه نمود كه گيرا و درست باشد و به دام واپسگرايي يا تقليدكور نيفتد. به همين دليل، من از سنت، اساساً، آن دكور و تزيينات تاريخي معماري را مراد نمي‌کنم. از ديد من سنت معماري ما آن دانش و پشتوانه روشنفكرانه‌اي است كه معماري ما را از وراي قرن‌ها، به امروز رسانده‌است. معماري ملي نه تنها منبع با ارزش الهام، بلكه دانش كاربردي وسيعي است.
به عنوان مثال، استحكامات قديمي راجستان: در آن منطقه گرماي هوا طاقت‌كش است، ولي بنا طوري طراحي‌شده كه هواي داخل آن كاملاً ايده‌آل است. معمار معاصر بايد در هر زمان از سال استراتژيست خارق‌العاده‌اي باشد. معماران قديم اشراف كامل به مواد و مصالح طبيعي داشتند و به طرزي ناباورانه ولي دقيق با محيط اطراف بنا ارتباط برقرار مي‌كردند. علاوه بر تمام اينها، ما علم بزرگ «واستو!!!!!!!!» را داريم. مشابه «فن‌شوي» چيني –كم‌شناخته‌تر در جهان، ولي نه كم‌فايده‌تر يا كم‌محتواتر.

اندرباب تجربه‌هاي شخصي معماري!
همكاري من و شريكم، كريس لي، درست پس از پايان دوره انجمن معماري لندن شروع شد، جايي كه من دوره عالي را مي‌گذراندم. ما در شهرهاي مختلف زندگي و كار مي‌كنيم -من در بمبئي و كريس در لندن. هر كدام پژوهش‌هاي مستقل خود را پي مي‌گيريم. كريس در كالج تدريس مي‌كند و من در اينجا رئيس انستيتو طراحي شهري هستم. مراد ما از پژوهش، طبيعتاً، مطالعات خشك علمي نيست، بلكه گشتن و يافتن راه‌هاي خلاقه نوين حل وظايف پيش‌روی شهرسازي در كلانشهرهاي معاصر است. نبايد بنا را منتزع از پيرامونش ديد –از محيط شهري، طبيعي، فرهنگي‌اش. حتي در ارتباط با پروژه‌هاي كامپكت‌تر، بيشتر بايد با شهر هم‌نوا شد تا با تك‌بناها. معماري بايد به مسائل و شرايط محلي پاسخ دهد، و تلاش ما در آوردن استراتژي اين همكاري متقابل است.

موضوع معماري درست مثل يك شو، يك كارخلاقه، و اينكه چه تأثيري روي مردم و روي رابطه آنها با فعاليت‌هاي پيرامونشان دارد، ما را به وجد مي‌آورد. ما براي هر پروژه تازه پژوهش‌هاي تمام‌عيار لازم و خاص آن را انجام مي‌دهيم، روي ميز ما تنوع فعاليت وجود دارد، و شما نمي‌توانيد