مدرسه نافرمان

مدرسه نافرمان

مدرسه نافرمان

نوشته شده در نویسنده 130

مدرسه نافرمان
مارتین سپرینگ
مترجم:
 جلال الدین بهروزی


معماری مدرسه، مثل معماری بسیاری دیگر از فضاها، امروزه، مبانی‌نظری تازه‌ای یافته‌است. این مبانی نظری ناشی از تغییراتی است که در روش زندگی مردم در اقصی نقاط جهان بوجود آمده‌است. امروزه جهان دیگر حتی دهکده کوچک هم نیست، شده یک خانه کوچک. همه از همدیگر خبر دارند و هر پیام و ایده‌ای به سهولت حرکت باد، در کمترین زمان ممکن به همه جا می‌رسد. عصر اطلاعات به سر آمده، و به قول یوگنی آس عصر ارتباطات فرارسیده. و در این حال و هواست که مدرسه‌ها با معماری نوینی ساخته می‌شوند. نوین از نظر فلسفه‌ای که پشت اثر قرار دارد.

نمونه‌ای کوچک از این نوع مدارس در والدورف آلمان، نزدیک اشتوتگارت ساخته شده‌است. معمار این مدرسه فرض را بر این گذاشته که، صرف اینکه کلا‌س‌های این مدرسه بیشترین نور را می‌گیرند و بیشترین رنگ را دارند و نیز صرف نوع راه رفتن بچه ها به این معنی نیست که نمی شود برخی قوانین خشک را زیرپا گذاشت.
وقتی قرارشد در اشتوتگارت یک مدرسه پیوسته ابتدایی و راهنمایی طراحی شود، خوشحالی معمار محلی، شرکت «آلدینگر-اند-آلدینگر» خیلی بیشتر از آنی بود که فقط امکانی بدست آورده که سبک خوش ظاهر مدرنیستی‌اش را کنار می‌گذارد و به طبیعت بر می‌گردد، چیزی که به‌قول شریک بزرگ‌تر دفتر، یورگ آلدینگر، نوعی ماجراجویی بود در روش‌های طراحی ارگانیک.

این تنها یک هوس نبود. مدرسه در حومه والدورف قرار دارد، جایی که رودلف اشتاینر مردم‌شناس، در سال‌های بیست قرن گذشته، جامعه مسکونی خود را در هماهنگی با طبیعت در آنجا ایجاد کرد. مدرسه جدید جای مدرسه اصلی قبلی را می‌گیرد که الان دیگر مدرسه نیست. با این حال معمار نمی‌خواست از سبک اشتاینر صرف‌نظر کند، سبکی که به‌قول آلدینگر، انگار از دل زمین روییده و سر برآورده‌است.
«ما می‌خواستیم بفهمیم که جنب‌و‌جوش بچه‌ها و حرکت آنها چگونه به زبان فضا و بناهای مصنوع ترجمه می‌شود. ما به دقت حرکت‌ها و راه‌رفتن‌های بچه‌ها را زیر نظر گرفتیم  و به دقت بررسی کردیم که نور چگونه وارد ساختمان می‌شود و چگونه رنگ‌ها با تغییر فصل عوض می‌شوند».

بدین‌ترتیب، ساختمان ساخته‌شده، ترکیب و معجونی است از فرم‌ها و فضاهای نامنتظم که باهم متداخل هستند. پنجره‌های نامنتظم  بزرگ، که بسیاری از آنها در کنج‌ها می‌پیچند، نور روز و چشم‌انداز های بیرون و محیط جنگلی را می‌آورند داخل کلاس ها. دیوارهای بیرونی لمبه کوبی از چوب کاج هستند که خود این هم بازی ارگانیکی بدست می دهد. در برخی ترازها، دو لایه متقاطع لمبه‌ها در زوایای متفاوت همدیگر را قطع می‌کنند. این امر باعث می‌شود که نما پویا و پرتحرک شود که مرتب هماهنگ با نور تغییر می‌کند.
«بچه‌ها مدرسه و معماری آن را دوست دارند، ولی معلم ها ما را مورد انتقاد قرار می‌دهند که چرا قوانین صلب اشتاینر را در طراحی ساختمان رعایت نکرده‌ایم. آنها می‌خواهند ساختمان صلب و سنگین به زمین بچسبد، ولی ما کار را وارونه کردیم و در جاهایی اتاق‌ها را به‌صورت تعلیقی ساختیم ،‌عین شاخه‌های درخت که چسبیده به زمین نیستند- نشانه ای از نافرمانی که حتماً به نشاط و شادمانی بچه‌ها و رضایت آنها از ساختمان خواهد افزود».

منابع

روزنامه اعتماد ملی،‌شماره ۴۹۹، پنج‌شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶، صفحه معماری، ص ۷

کلید واژه

معماری، مدرسه، آلمان،‌ آموزش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *