سیرافنامه -شماره ۱۳

سیرافنامه13

سیرافنامه -شماره ۱۳

نوشته شده در نویسنده 150

بهروز مرباغی


سلام،


خزان طبیعت شروع می‌شود. در بخش اعظمی از میهن‌مان برگ‌ریزان است و پختگی رنگ‌ها. زرد و قرمز و نارنجی. اما در این گوشه از کشورمان، سیراف و دیر و آبدان و بوشهر و. . . با آمدن پاییز، کشت وکار شروع می‌شود و مزارع و باغ و باغچه‌ها سبز می‌شوند. از هم اکنون مزارع گوجه و خیار و بادمجان و لوبیا بخش زیادی از زمین‌ها را سبز کرده‌اند. زندگی سبز دارد شروع می‌شود. با سرزندگی و شادابی به استقبال فصل کشاورزی می‌رویم.

برای تنوع، و به عنوان تلنگری ذهنی، سراغ باغ‌های عمودی در یک ساختمان در شرف ساخت در سنگاپور می‌رویم. این پروژه را یک شرکت مهندسی مشاور محلی طراحی کرده و در ۳۶ طبقه ساخته خواهدشد. (فکر می‌کنید چندنفر را می‌توان در همین یک ساختمان اسکان داد؟). جالب است بدانیم که تمام گیاهان کاشته شده در این برج کاملاً بومی خواهد بود. ازگیاهان منطقه گرم و مرطوب. با نصب پانل‌های خورشیدی، بیش از نیاز خود ساختمان انرژی تولید خواهد شد. بیش از ۵۵ درصد از آب مورد نیاز اهالی ساختمان با استفاده از سیستم جمع آوری آب باران تامین خواهد شد. این موضوع وقتی مهم خواهد بود که بدانیم نزدیک به ۴۰ درصد آب شرب سنگاپور از کشورهای همسایه وارد می شود. بخشی از گرمایش ساختمان به روش بیوگاز و با استفاده از همین گیاهان کاشته شده در بالکن‌ها و دیواره‌ها و پشت بام‌ها تامین خواهد شد. گیاهان کاشته شده در بنا، علاوه¬ بر زیبایی و شادابی، نقش تصفیه هوا و پاکیزگی اقلیمی دارد. درساخت بنا از مصالحی استفاده می‌شود که قابل بازیافت و برگشت پذیر باشند. ساختمان نباید خسارتی به طبیعت وارد آورد. این پروژه می‌خواهد ثابت کند که در هر شرایطی می‌شود شادمانه زیست و غم مسکن نداشت. می‌توان هر واحد آپارتمانی، خانه‌ای باشد با گل و سبزه و زیبایی!

جواني در سيراف!


«سال ۴۸ تا ۵۰ بود كه من در سيراف بودم. به عنوان «سپاهي ترويج». وايت هاوس مشغول بود و آخرين فصل‌هاي كاوش باستان‌شناسي خود در سيراف را مي‌گذراند. آدم جدي و پركاري بود. همكاراني نيز داشت، از هموطنانش. از جمله خانمي بود به نام لسلي! اسم كاملش را به ياد نمي آورم. اين خانم كه كمك‌يار پرتلاش وايت هاوس بود، علاقمند به سير و سياحت اطراف هم بود. خانم دکتر وایت هاوس هم سیراف بود. همسر یکی دیگر از همکاران وایت هاوس که مستر پیتر صدایش می‌کردیم، در یکی دوسال اول همراه همسرش در سیراف بود.  وايت هاوس براي راحتي و آسودگي خيال خود و خانم‌های گروه، كساني را به خدمت آنها گمارده بود تا مشكلي پيش نيايد. الان وقتي به آن شور و حال آن موقع مي‌انديشم و اينكه روزگار بالا و پايين شد و كارها چنان نيست كه بايد مي‌بود، دلم مي‌گيرد. الان در سيراف چه مي‌گذرد؟ پس از حجم بالاي كاوش‌هاي وايت هاوس، ما چه داده عمده جديد از اين گنجينه اسرار تاريخ ايران ارائه كرده‌ايم؟»

* اينها را خورشيد فقيه مي‌گويد. اهل قلم و دردآموخته بوشهر. در لابلاي گذركي كوتاه به خاطراتي از ايام جواني، از سيراف ياد مي‌كند و آنگاه كه به كودكي‌اش مي‌رسد از زندگي‌اش در عمارت حاج رئيس بوشهر مي‌گويد. از حدود پنجاه و خورده‌اي سال پيش. و وقتي مي‌بيند چقدر مشتاق شنيدن اين حرف‌ها و ديدن عكس و سايه دست‌هاي دوران حاج رئيسي‌اش هستيم، وعده مي‌كند براي گپ و گفتي ديگر و راحت‌تر و ديدن عكس و دست‌نوشته‌هايي از صندوق خاطره‌ها و يادهاي روزگاران گذشته. به انتظار مي‌مانيم.

شكوفه در شكوفه!


«من دوستدار كودكان هستم»
عضوي از يك جامعه ملي و بين‌المللي كه نسبت به شرايط زندگي كودكان، مادران و خانواده‌ها حساس هستم. معتقدم كه كودكان به دليل استعدادهاي بي‌نظير خود شايسته بهترين امكانات و فرصت‌هاي رفاهي و آموزشي هستند.
من دوستدار كودكان هستم
در سراسر ايران و گستره گيتي پراكنده‌ام. هرجا كه كودكي باشد و نبض زندگي درآن بتپد، براي بهتر شدن زندگي كودكان حاضرم و از آن جا كه كودكان نيازهاي مختلفي دارند، هرآن چه را كه در توان و تخصص من است، براي رفع نيازهاي كودكان به كار مي‌گيرم. از هرجا كه باشد، آغاز مي‌كنم و براي كمك به كودكان منتظردستور، سفارش و يا بخشنامه نيستم»(بندهايي از نظامنامه اخلاقي شبكه دوستداران كودك).

* جشن روزجهاني كودك، شامگاه چهارشنبه ۱۵مهرماه به همت وكارگرداني «سيراف پارس» و با حمايت و معاضدت شهردار و شوراي اسلامي شهر سيراف در محوطه پايگاه ميراث فرهنگي سيراف برگزار شد. مهدكودك «شكوفه هاي سيراف» هم يكي از ياران اين جشن زيبا بود. ساعاتي چند، به تماشاي شادي كودكان سيراف نشستن عالمي دارد. دست دوستان درد نكند با اين كار زيبايشان. قرار است، سینمای روباز سیراف در همین محوطه پایگاه میراث فرهنگی، بزودی راه بیفتد.
این سینما هفته‌ای یک فیلم نمایش خواهد داد. با راه افتادن این سینمای خودمانی، می‌شود حداقل هفته‌ای یکبار دورهم جمع شد و شادمانی کرد. انشاالله.

خاطرات


 «بسمه تعالي»
شهر زيباي سيراف كه يادگار تمدن بزرگ ايراني و اسلامي است و مردمي شريف و خونگرم و بزرگوار دارد، ما را به اين مسئوليت خطير رهنمون مي‌سازد كه همه ما بايد در حفظ ميراث گرانقدر اين مرز وبوم مقدس، بيش از پيش، تلاش و اهتمام ورزيم. از همه مسئولين و دست‌اندركاران عزيز كه به اين مهم عليرغم همه محدوديت‌ها و بي‌مهري‌ها مي‌پردازند، از صميم قلب سپاسگزارم. موفق باشيد. مرتضي صبوري/ سرپرست دبيرخانه شوراي اجتماعي كشور، ۲۸/۱/۸۷»
* «به نام ايزد منان
از تمامي آثار منطقه بوشهر بازديد كرديم، با همه ضعف‌هاي اطلاع رساني، متوجه زحمات ارزشمند مردمان فرهيخته و انجمن ايرانشناسي شديم. كتاب‌هاي متعدد سيراف، كنگره و موزه بسيار زيبايي بود. بسيار سپاسگزارِ همه آنان كه به خود نمي‌انديشند و براي تاريخ اين مرزوبوم گامي برمي‌دارند. مي‌دانيم زحمت مي‌كشيد، بوسه بر دستانتان. پردوام وبر قوام! گروه جهانگردان ساده دل(جسد) ۷/۱/۱۸۷»
* «بسمه تعالي
گر غم نخوري به غمگساري نرسي
گر شب نروي روز به جايي نرسي! / جواد قاسمي ۷/۱/۸۷»

بازرگان جهانگرد


سليمان تاجر سيرافي نخستين بازرگاني است كه در سال ۲۳۷ هجري قمري (۸۵۱ميلادي)، از بندرسيراف واقع در شمال خليج فارس به قصد تجارت با چين از طريق درياي عمان و خليج بنگال (شمال اقيانوس هند) وارد تنگه مالاكا (بين مالزي و سوماترا) شده از طريق درياي جنوبي چين (شرق ويتنام) به كانتون رفته است. بقولي، سليمان تاجر، سفرهاي متعددي به چين نموده است. . . . سليمان پس از اين سفر، خاطرات و مشاهدات خود را به زبان عربي به رشته تحرير درآورد و ۶۵ سال پس از تاليف نخستين در سال ۳۰۴ هجري يكي ديگر از همشهريان نامبرده به نام «ابوزيد حسن سيرافي» نوشته‌هاي سليمان را مورد مطالعه قرارداده، ضمن تاييد و صحت آن، نوشته ها را مورد تجديد نظر قرارداده و با اضافه نمودن اطلاعاتي آن را در دو بخش مي نگارد . . . (صفي نژاد، جواد: سفرهاي سليمان سيرافي از خليج فارس تا چين، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، چاپ دوم ۱۳۸۴، صص۱۰ و۲۲)

کاروانسرای مشیرالملک برازجان


«ارتباط بین انسان ها و رفت وآمد میان آبادی ها و شهرهای مملکت، از دیرباز مورد توجه حکومت‌ها بوده و همین امر باعث شده تا دولت‌ها به ساخت جاده ، پل و سد مبادرت ورزند. بقایای هریک از آن سازه‌ها اکنون به عنوان میراث پرافتخار و گرانبهای ملت ها حفظ و حراست می‌شود. از دیرباز، تردد منظم و دائمی کاروان‌ها بین گلوگاه‌های تجاری و بازرگانی ایران باعث بوجودآمدن توقفگاه‌ها و کاروانسراهای فراوانی شده است. تا پیش از اینکه ماشین به عرصه اجتماعی و اقتصادی انسان ایرانی قدم بگذارد، حکام و امیران محلی کاروان سراهایی را در فواصل معین بین آبادی‌ها و ولایات می‌ساختند که ساخت آنها براساس شرایط تجاری و حجم مبادلات و عبور قافله‌ها بود.

همان‌طور که مورخان گزارش کرده‌اند و درکتاب‌هایی چون «عارف دیهیم» اشاره شده، در جاده‌های شاهی سراسر ایران کاروانسراها در دوره‌هایی نقش مسافرخانه را ایفا می‌کرده اند و کاروان‌هایی که مسافر جابه جا می‌کردند همراهان را در کاروانسرا اسکان می‌دادند تا روزی دیگر فرا رسد و قافله به حرکت درآید. در بررسی روند ساختن کاروانسراهای ایرانی می‌توان به مواردی چون هدف از ساختن آنها، مصالح به کار رفته، نوع استفاده ازساختمان با توجه به شرایط اجتماعی و موقعیت جغرافیایی کاروانسرا در نقطه احداث شده اشاره کرد. بخشی از کاروانسراهای ارزشمند ایران در محدوده بین شیراز و برازجان باقی مانده است که همچنان در معرض دید مسافران قرار دارند. از جمله این کاروانسراها می‌توان به کاروانسرا‌های برازجان، شیراز، خنه زنیان، کنارتخته و قلعه ریشهر اشاره کرد که همچنان موضوع مناسبی برای تحقیق و مطالعه به حساب می‌آیند. کاروانسرای برازجان . . . » (بسارده، محمد: کاروانسراهای ایرانی، سایت «عیار» ۲۶/۶/۸۶)

سرای معین


«معین‌التجار بوشهری» از بازرگانان بزرگ دوره قاجار است. اواخر قاجار. در بوشهر رقیب تجاری چون ملک‌التجار بود در خوزستان رقیب عامری‌ها و در کاشان رقیب تاجری دیگر. او، البته، بازرگان آینده‌نگری بود. برای تداوم تجارت خویش حتی خط آهن هم می‌کشید. ایستگاه «سچه» در اهواز، باقیمانده ایستگاه نخست این خط آهن بود. او می‌خواست بار و کالای خود را از طریق کارون به شوش و شوشتر برساند و چون بخشی از بستر کارون (در محدوده پل سیاه امروزی) بالا و صخره است و کشتی امکان عبور از آن را ندارد، معین‌التجار با کشیدن این خط آهن می‌خواست بار را با خط آهن از این گلوگاه عبور دهد و دوباره سوار کشتی نماید. برای همین، در محدوده این مسیر اقدام به ایجاد سراها و کاروانسراها نمود. از میان ساخته‌های فراوان او، در اهواز، امروز فقط «سرای معین» بجا مانده که آن هم نیاز به مرمتی اساسی دارد. یادگاری از شکفتگی اقتصادی منطقه.

فهم خانه!


توصیف خانه برای همه کسانی که به معماری می‌اندیشند و معنای شگرف و نقش آن را در زندگی می‌دانند، وصفی است از مجموعه‌ای از کیفیت ها. کیفیت هایی که شیوه و شکل زندگی انسان را بیان می کنند. بنابراین، خانه در میان همه گونه‌های بناهای معماری، مهم‌ترین و آشناترین آنهاست و می‌توان گفت که خانه ماندگارترین تصویر در خاطره هر انسان از مکان مصنوع است.
«کارگاه فهم خانه» روزهای ۲۰،۱۹،۱۸ آذرماه در «خانه‌های تاریخی عباسیان» کاشان برگزار می‌شود. علاقمندان می‌توانند با ارسال عکس، طرح، نقاشی و مقاله در این کارگاه شرکت کنند. چگونگی ارسال مطلب و اثر و زمان‌بندی پذیرش آثار و نحوه حضور در کارگاه را می‌توان در آدرس اینترنتی www.ayar.ir/khaneh  می‌شود پیدا کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *