سیرافنامه -شماره ۳۳

سیرافنامه33

سیرافنامه -شماره ۳۳

نوشته شده در نویسنده 102

بهروز مرباغی


سلام،


باز هم صحبت از طرح توسعه است.

* یکی از اساسی‌ترین مسائلی که در طرح توسعه بررسی و راه‌حل آن ارائه می‌شود، جهت و وسعت توسعه ارضی شهر است. در سیراف، مشاور باید با بررسی نرخ رشد جمعیت و رسیدن به عدد جمعیت در دهه‌های آینده، مشخص کند که این جمعیت سرریز در کجا باید اسکان یابد. سیراف، در وضعیت موجود، مساحت مشخص و محدودی دارد. تا کجا می‌توان شهر را توسعه داد تا ساکنان جدید و اضافه شده شهر خانه‌ای برای خود داشته باشند؟ اين نخستين سئوال است.

* نکته مهم آن است که برای جمعیت افزوده به شهر محدوده کاملا تعریف شده‌ای را می‌توان اختصاص داد. این محدوده هم در محور بوشهر و هم در محور بندر عباس نقطه ختم روشنی دارد، نامحدود نیست. این زمین‌ها الان در اختیار چه کسانی است؟ روی این زمین‌ها چه فعالیتی صورت می‌گیرد؟ مالکیت آنها دولتی است یا خصوصی؟ آیا بزرگ پارچه هستند یا ریزدانه؟ اسناد مالکیت زمین ها رسمی است یا قولنامه ای؟ و . .

* طرح توسعه باید اعلام کند اگر قرار است زمین‌هایی از خارج محدوده فعلی سیراف به داخل محدوده اضافه شود و تبدیل به «زمین شهری» شود، این تغییر کاربری‌ها چه تاثیری در اقتصاد زمین و ملک خواهد گذاشت؟ آیا می‌شود به همین سادگی، صرفا به خاطر ایجاد فضا برای مسکن مردم، زمین کشاورزی را تغییر کاربری داد و بر رویش خانه ساخت؟ ارزش افزوده‌ای که از این طریق عاید صاحب زمین می‌شود، در قبال کدام ارزشی است که صاحب زمین به شهر می‌دهد؟ به عبارت ساده‌تر، وقتی با تغییر کاربری یک زمین کشاورزی به مسکونی، قیمت زمین چند برابر می‌شود، صاحب زمین به سود خلق‌الساعه بزرگی می‌رسد، بی‌آنکه کاری برای شهر کرده باشد. چه باید کرد؟

* طرح توسعه باید معلوم نماید که اگر زمین‌های کشاورزی را به مسکن اختصاص دهیم، کشاورزی‌مان را در کجا باید سامان دهیم؟ زمین کشاورزی، هزاران سال طول می‌کشد تا به وجود آید، آن هم در شرایطی خاص. با از دست دادن زمین‌های کشاورزی، تکلیف منابع غذایی از دست‌رفته چه می‌شود.

* نکته‌های زیادی هست. با هم مرور خواهیم کرد.

نوروز جهانی شد


* سازمان ملل روز ۲۱ مارس، اول فروردین، را روز جهانی صلح و دوستی نام نهاد. این سازمان با تصویب جهانی نوروز، به عنوان روز اول سال در کشورهایی از منطقه ما، آن را به تقویم روزهای ویژه جهانی اضافه نمود. نوروز را در ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه و قزاقستان جشن می‌گیرند. در کشورهایی چون ترکمنستان، ازبکستان و پاکستان هم بخشی از مردم این روز را به شادمانی می‌پردازند. نوروز، تاريخي قديم و رازهايي ديرين با خود دارد.

بنا به نوشته روزنامه‌ها، ابتکار عمل اين حركت از سوی نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل بود. روند پیشنهاد و تکمیل اسناد و گزارش‌ها هم سال‌ها زمان برده است.عجیب اینکه ترکیه مدعی است نوروز متعلق به ترک‌هاست و ایرانی‌ها و تاجیک‌ها از تصویب نوروز به عنوان روز جهانی خوشحالی نکنند! ترک‌ها این شادی را هم فقط برای خودشان می‌خواهند.

* به هرحال، خبر خوشحال‌کننده است و انشالله امسال با برگزاری زیباترین جشن‌های نوروزی، قدر این مصوبه را بیشتر خواهیم شناخت. نوروز موسم آزاد کردن دل‌ها از کدورت و رابطه‌ها از زنگار دوری است. دل‌هامان را یکی کنیم و امیدمان را به آینده بدوزیم.

فرزندان سیراف


طاهره بارنده: سمانه از دختر خانم‌هاي خوبي است كه با برادر كوچكش احمد سري به پايگاه ميراث فرهنگي زده بود. عكس‌هاي روي ديوار را خوب نگاه كرد و در مورد آن‌ها سوال پرسيد، كه اينها چيست و اين نقشه‌ها مال كجاست؟ این ساختمان کجاست؟ وقتي شنيد همه اين‌ها براي سيراف است با شادي گفت: «چقدر جالب، امكان دارد اين ساختمان در دره لير ساخته شود؟».

نام خانوادگي اين خانم كنجكاو ما «راغ» است. او كلاس پنجم ابتدائي است و معدلش ۲۰ شده است. آن‌طور كه خودم او را مي‌شناسم و بارها كارهاي عملي و درسي او را ديده‌ام، مي‌توانم بگويم كه او استعداد و خلاقيت‌هاي خوبي دارد و  البته با پشتكاري تحسين برانگيز.

سمانه دوست دارد در آينده معلم شود، معلم ناشنوايان. مي‌گويد : «مي‌خواهم با انتخاب اين شغل به ناشنوايان آموزش دهم و به حرف‌ها و درد دل‌شان گوش كنم».او از اينكه يكي از فرزندان سيراف است به خود مي‌بالد و مي‌گويد: «من خيلي خوش‌شانس هستم كه در چنين شهر زيبا و باستاني زندگي مي‌كنم و بزرگ مي‌شوم. روزها با طلوع زيباي خورشيد از خواب بيدار مي‌شوم، به مدرسه مي‌روم.  عصرها هم مي‌توانم غروب خورشيد را در دل آب‌هاي خليج فارس از نزديك ببينم. روزهاي تعطيل و جمعه كه ديگر نيازي به گفتن ندارد و همه سيرافي‌ها هميشه مي‌بينند كه عده زيادي به شهر ما مي‌آيند تا تعطيلات خود را در كنار دريا و ساحل و آثار باستاني سيراف بگذرانند. هر كس تا حالا آثار دره لير را ديده، برايش بسيار جذاب و هيجان انگيز بوده است. من نيز هر وقت كه ممكن باشد با پسر عمويم ابوالفضل سري به آنجا مي‌زنم. ابوالفضل راهنماي كساني است كه براي بازديد به آن‌جا مي‌آيند».

آرزوي سمانه نيز براي شهرش سيراف است. مي‌گويد: «آرزوي قلبي‌ام آن است كه بتوانم فردي مفيد براي اين شهر زيبا باشم. دوست دارم يك سالن تئاتر بزرگ در سيراف بسازم».
سمانه به موضوع بسيار قابل توجهي اشاره كرد كه شايد خيلي از ماها نيز او را تائيد كنيم، او مي گويد: «چقدر عالي بود اگر يك نمايشگاه دريايي در سيراف برگزار مي‌شد، يا اصلا جايي وجود داشت تا همه چيزهايي كه مربوط به دريا است، در آن جا جمع‌آوري شود».

بله، حق با سمانه خانم گل ماست. همان‌طور كه سيرافي‌هاي عزيز مي‌دانند سیرافی‌های علاقمند به ارزش‌های باستانی، با همكاري ميراث فرهنگي توانسته‌اند در موزه سيراف علاوه بر بخش‌هاي مربوط به شخصيت‌هاي باستاني و بومي، كتيبه‌ها، سفال‌ها و سكه‌ها، اتاقي نيز به نام اتاق دريا داشته باشيم كه در آن چندين نوع ماهي، صدف، خرچنگ، لاك پشت و … در ويترين‌هاي شيشه‌اي موجود مي‌باشد.

بازديدکنندگان موزه اين بخش را بسيار دوست دارند و برايشان جالب است. مي‌شود چنين كارهايي را گسترش داد و در فضايي بزرگ‌تر در معرض ديد گذاشت. قطعاً اولين كساني كه از اين موضوع سود مي‌برند بچه‌هاي سيراف‌اند چرا كه از نزديك با انواع ماهي‌ها و موجودات آبزي و دريايي، انواع لنج‌ها، قايق‌ها، تورهاي ماهيگيري و … آشنا مي‌شوند.

* حرف آخر: سمانه به دوستان و هم‌كلاسي‌هاي خود پيشنهاد مي‌كند كه شهرشان را تميز نگه دارند تا زيبائي آن دو برابر شود.

۶ اثر جديد در حافظه جهاني ايران


ایلنا: در پنجاهمين جلسه كميته ملي حافظه جهاني شش اثر «التفهيم لاوائل صناعةالتنجيم» اثر ابوریحان بیرونی و پنج نسخه مختلف از خمسة نظامي گنجوي به عنوان آثار برگزيده براي ثبت در حافظه جهاني ايران انتخاب‌شدند.

«پنج گنج» يا «خمسه»، بزرگ‌ترين اثر ادبی ايران شامل پنج منظومه به نظم شامل