سیرافنامه -شماره ۱۸

سیرافنامه18

سیرافنامه -شماره ۱۸

نوشته شده در نویسنده 105
بهروز مرباغی

سلام،


سيرافنامه، سلام‌رسان سيراف به اهالي ميراث فرهنگي بود. روزهاي ۲۰ و ۲۲ آبان ماه، «دومين همايش نقد مرمت» در تبريز برگزار شد. در اين همايش كه تمام معاونين ميراث فرهنگي استان ها، بزرگان ميراث فرهنگي به همراه معاونت محترم ميراث فرهنگي سازمان، مهندس علويان صدر، حضور داشتند، سيرافنامه حكم سوغاتي سيرافي‌ها براي دوست‌داران ميراث فرهنگي را داشت. مجلدي از ۱۶ شماره، به تك تك هيئت‌ها ارائه شد و مديريت «اداره كل ابنيه و بافت‌ها و محوطه‌هاي تاريخي» سازمان، ضمن تأييد انتشار اين نامه هفتگي، از آن به عنوان الگويي براي ايجاد زمينه مسالمت و رفاقت بين خانواده ميراث فرهنگي با اهالي نام برد.

* استقبال جماعت از سيرافنامه نشان مي‌دهد كه هركجا احترام متقابل بوجود آيد آرامش در روابط و توسعه مودت ساده‌تر و سهل‌تر مي‌شود. بازخورد اين نامه هفتگي در ميان اهالي ميراث فرهنگي، ضمن تشويق، تلنگري جدي به سيرافنامه است كه خود را جدي‌تر ببيند. بخش‌هايي از سيرافنامه كه بيشترين واكنش مثبت را داشت، «بچه‌هاي سيراف» بود و اين موضوع كه سيرافنامه اهميت و عنايت ويژه‌اي به كودكان دارد، شديداً مورد استقبال قرار گرفت.

مژده آنكه، سازمان‌هاي استاني و ادارات مركزي زيادي از سازمان قول دادند كه از اين به بعد زياد به فكر سيراف باشند و هركجا كه رفتند و هركجا كه صحبتي شد، یادي از سيراف هم بكنند. از دوستان آذربايجان شرقي وعده گرفتيم كه نشريات و كتاب‌هاي خود را به سيراف بفرستند و بويژه يادداشت‌ها و گزارش‌هاي مربوط به مشاركت مردمي در بازسازي و احياء بازار تبريز را براي استفاده از تجربيات گرانقدر اين دوستان، در اختيار سيراف قرار دهند. باز، خبر شديم كه دوستداران سيراف در عمارت مسعوديه تهران (سازمان ميراث فرهنگي) تعداد زيادي كتاب براي هديه به سيراف فراهم نموده‌اند.
قدر محبت دوستداران سيراف را بدانيم و آستين بالا بزنيم و شهر را بسازيم. در چنين موقعيتي كه شهر مديريتي خوش‌فكر و پرتلاش دارد، عذري باقي نيست. بخش‌هاي فرهنگي شهر را بايد احيا كنيم و به دانسته‌هاي فرزندان سيراف از تاريخ و ميراث خود، غناي بيشتري ببخشيم. كتابخانه را راه‌اندازي كنيم!

خطر جدي است!


فرصتي پيش آمد گپي بزنيم با آقاي اميد اردشيري، مربي مركز درماني سيراف. آمده بود براي آموزش اهالي پايگاه در مورد آنفولآنزاي لعنتي شايع امروز كه هم اسمش بد است هم حاصلش. بيماري آنفولآنزاي نوع «آ» يا خوكي بيماري بسيار خطرناكي است. ما وقتي در شماره ۵ سيرافنامه، در ۲۹ مرداد ماه درباره‌اش نوشتيم، خيلي اميدوار بوديم و دعا مي‌كرديم كه «انشالله چيزي نيست»! ولي الان، با تأسف فراوان، خطر كاملاً جدي است و بيش از نیمی از مراجعين درمانگاه علايم اين بيماري را دارند. همه ما بايد بي‌هيچ اما و اگري دست به دست دهيم و جلوي پيشرفت و شيوع بيشتر اين بيماري خطرناك را بگيريم.

دوستان مجموعه درماني و بهداشتي سيراف نهايت تلاش خود را مي‌كنند. هم آموزش مي‌دهند و هم درمان مي‌كنند، ولي كار به اين سادگي نيست. بايد اقدام‌هاي كاملاً مشخص عملي را در برنامه قرار داد. بايد مردم عزيز سيراف استفاده از ماسك بهداشتي را جدي بگيرند، افراد مبتلا نهايت كوشش خود را بكنند و فاصله لازم معاشرتي را رعايت كنند. مبتلايان عزيز ضمن اينكه در درمان خويش مي‌كوشند بايد از معاشرت‌هاي غير ضرور پرهيز كنند. كمي تنهايي و جدايي را تحمل كنند تا اوضاع كنترل شود. اين بيماري نه تنها در ايران، در تمام كشورهاي جهان شايع شده است. پيش‌بيني‌هاي جهاني دال بر شيوع چندين صد ميليوني بيماري در ماه‌هاي آينده است. اين بيماري هم كشنده است و هم سرايت‌كننده. هشيار باشيم. جان شريف سيرافي‌ها عزيزتر از هر چيزي است. متأسفانه خبر شدیم که یکی از نوگلان سیرافی که علایم این بیماری را داشته، به فلج کامل دچار شده و الان در شیراز تحت مداواست. همه ما برای سلامتی این عزیز دعا می‌کنیم و مواظب هستیم که این دهشت شایع سایه شوم خود را بر روی سیراف عزیز نگستراند. انشاالله.

يادگاري


آقاي غلامعلي حيدري از نيكان روزگار است. سفره اهالي پايگاه میراث فرهنگی سیراف به همت او رنگين است. خوش‌سليقه است و خوش برخورد. نزديك به هفتاد سال عمر كرده. به قناعت و با پيشاني باز. خداوند ۹ فرزند به او داده، چهار فرزند پسر و پنج فرزند دختر. همه از خوبان سيراف.
آقاي حيدري عكسي براي ما آورده كه حدس مي‌زنيم مال ۵۵ سال پيش باشد. عكسي يادگاري از دوستان دوران جواني. مي گويد: «آن موقع در قطر بودم. براي كار رفته بودم. توي يك گاراژ كار مي‌كرديم. سرويس ماشين‌هاي حكومتي قطر. از سيراف خيلي‌ها آنجا بودند. همه براي كار. من حدود بيست سال آنجا كار كردم. وقتي آمدم ايران و ماندني شدم، ازدواج كردم. جلو انقلاب بود». آقای حیدری به یاد می‌آوردد که در آن روزها قطر یکی از اصلی‌ترین بازارهای کار برای ایران بود. البته برخی هم راه کویت در پیش می گرفتند. آن موقع در سیراف کار خیلی کم بود.

از دوستان دوران جواني آقاي حيدري، كه در اين عكس حضور دارند، يكي‌شان به رحمت خدا پيوسته، دو سال پيش. آقاي محمد هدايتي. نفر وسط ايستاده. بقيه همه هستند و روزگار مي‌گذرانند. سيرافي‌هاي عزيز اين دوستان را مي‌شناسند:
ايستاده از سمت راست، آقاي محمدعلي رزمجو است. الان در يكي از واحدهاي نفت و گاز عسلويه مشغول كار است. نفر اول سمت راست نشسته حاج علي كنگاني است. بازرگان بود و در تردد. روزگار با او خوب تا نكرد. الان در شيراز است و تجارتي محدود دارد. نفر وسط نشسته، آقاي علي قاسمي است. خدا حفظش كند. مشغول كار در اداره آب و فاضلاب پرك است و به ناني حلال روزگار مي‌گذراند. سمت چپ نشسته، آقاي قنبر نظافت است. زحمت‌كشي شريف كه الان كمي خانه نشين است و كمي مشغول.
خوب، كدام از اين آقايان خود آقاي حيدري است؟

سهم بوشهر در همایش مرمت


دومین همایش نقد مرمت، فرصتی مغتنم و باارزش بود که بزرگان خانواده میراث فرهنگی دور هم جمع شوند و ضمن نقد چند طرح برگزیده، دیداری تازه کنند.  به گزارش دبیر همایش، مهندس صابری، امسال ۵۰ پروژه به دبیرخانه رسیده بود. هرکدام از این پروژه‌ها ویژگی‌هایی داشتند. از میان این پروژه‌ها در چند مرحله، ۱۱ پروژه برای ارائه در همایش انتخاب شدند. در میان این پروژه‌ها دو پروژه از بوشهر بود. نفس این انتخاب خبری خوش و تشویقی شایسته برای بوشهر به شمار می آید. این دو عبارت بودند از «عمارت دهدشتی- موزه معماری و شهرسازی بوشهر» و «عمارت حاج رئیس». ارائه عمارت دهدشتی به عنوان ارائه افتتاحیه انتخاب شده بود. این عمارت در ذیل «معماری نوین سازگار با معماری تاریخی» توسط طراح پروژه ارائه شد.

پروژه‌هایی که در این همایش ارائه و به نقد و نظر میراثی‌ها گذاشته شد عبارتند از: موزه معماری و شهرسازی بوشهر (عمارت دهدشتی) از بوشهر، مسجد حسن پادشاه تبریز، ارگ بم (تجارب حفاظت و مرمت خشت)، عمارت الماس کاخ گلستان (طرح مطالعات بهسازی سازه‌ای)، قلعه الموت (حفاظت و مرمت قلعه)، مقبره پیر بکران (مستندسازی و حفاظت تزیینات